على ربانى گلپايگانى

348

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

شكى نيست كه كثرت به‌معناى نخست هيچ‌گونه واقعيت خارجى ندارد ، زيرا نمىتوان موجودى را يافت كه فاقد هرگونه وحدت باشد و اين معنا در بحث وحدت و كثرت موردنظر نيست ، ولى كثرت به‌معناى دوّم كه موردنظر اين بحث است طبعا از معقولات ثانيه فلسفى خواهد بود ، يعنى از مفاهيمى است كه از مطالعه برخى مراتب وجود خارجى انتزاع مىگردد . ولى صدرالمتألهين دراين‌باره كلامى دارند كه مفاد آن اين است كه كثرت از مفاهيم اعتبارى محض بوده و هيچ بهره‌اى از واقعيت خارجى ندارد ، چنان‌كه مىگويد : « الكثير من حيث الكثرة لا وجود له الا بالاعتبار كما ان للعقل ان يعتبرها موجودة ، فله ان يعتبرها شيئا واحدا . » : كثير از حيث كثرت وجود ندارد مگر به‌واسطه اعتبار عقلى ، پس همان‌گونه كه عقل مىتواند براى آن اعتبار وجود كند ، مىتواند براى آن اعتبار وحدت كند « 1 » . ولى همان‌گونه كه مصنف در پاورقى فرموده‌اند ، بايد كلام وى را بر كثرت در مقابل با وحدت مطلقه حمل كرد نه كثرت در مقابل وحدت خاص ، زيرا كثرت يكى از اقسام وجود مطلق است و درنتيجه آن هم مانند وحدت داراى وجود است « 2 » . كلامى كه قبلا از صدرالمتألهين نقل كرديم كه وحدت و كثرت بيانگر قوت و ضعف وجود مىباشند نيز گواه بر اين مطلب است . * * *

--> ( 1 ، 2 ) ، اسفار ، ج 2 ، ص 92 .